یکی از بزرگترین چالشهای همیشگی کشاورزان، عدم قطعیت است؛ عدم قطعیت در قیمت فروش محصول، دسترسی به بازار و بازگشت سرمایهای که ماهها برای آن زحمت کشیدهاند. این ریسکها، مانعی جدی بر سر راه سرمایهگذاری برای بهبود کیفیت و افزایش بهرهوری هستند. در سوی دیگر، صنایع تبدیلی و کارخانهها نیز به دنبال تامین پایدار و باکیفیت مواد اولیه خود هستند. «کشاورزی قراردادی» مدلی نوین است که به عنوان یک پل ارتباطی مستحکم، این دو نیاز را به هم پیوند میدهد و یک رابطه برد-برد میان کشاورز و صنعت ایجاد میکند.
در این مقاله به این مدل کارآمد و مزایای آن برای طرفین میپردازیم.
کشاورزی قراردادی چیست؟
به زبان ساده، کشاورزی قراردادی یک توافقنامه از پیش تعیینشده بین کشاورز و یک خریدار (معمولاً یک شرکت یا واحد صنعتی) است. این قرارداد که پیش از شروع فصل کاشت منعقد میشود، جزئیاتی کلیدی مانند حجم محصول، استانداردهای کیفی، قیمت خرید تضمینی و زمان تحویل را مشخص میکند. این مدل، ریسکها و عدم قطعیتها را برای هر دو طرف به حداقل میرساند و راه را برای یک همکاری برنامهریزیشده و مؤثر هموار میسازد.
مزایا برای کشاورز: امنیت و دسترسی به فناوری
برای کشاورزان، ورود به یک قرارداد مشخص، مزایای تحولآفرینی به همراه دارد:
بازار فروش تضمینشده: بزرگترین دغدغه کشاورز، یعنی یافتن مشتری برای محصولش، به طور کامل برطرف میشود. او با اطمینان خاطر و بدون نگرانی از نوسانات بازار، به تولید میپردازد.
قیمت شفاف و منصفانه: قیمت محصول از ابتدا مشخص است. این امر به کشاورز اجازه میدهد تا درآمد خود را پیشبینی کرده و برای آینده مالی خود برنامهریزی کند.
دسترسی به منابع و دانش فنی: شرکتهای پشتیبان در این مدل، اغلب فراتر از یک خریدار صرف عمل میکنند. آنها با ارائه نهادههای باکیفیت مانند
بذرهای جدید و پرمحصول و همچنین ارائه خدمات مشاورهای و فنی، به کشاورز در بهبود کیفیت و کمیت محصول یاری میرسانند.
امکان استفاده از تکنولوژی مدرن: در برخی از این مدلها، شرکتهای بزرگ، امکان استفاده از ماشینآلات برداشت مکانیزه و مدرن را برای کشاورزان طرف قرارداد خود فراهم میکنند. این امر هزینههای برداشت را کاهش داده و از اتلاف محصول جلوگیری میکند.
مزایا برای صنعت: کیفیت و پایداری در تامین
صنایع و کارخانهها نیز از این مدل استراتژیک بهرههای فراوانی میبرند:
تامین پایدار مواد اولیه: کارخانه میتواند روی تامین حجم مشخصی از ماده اولیه باکیفیت در زمان معین حساب باز کند. این امر برای برنامهریزی خط تولید و عمل به تعهدات تجاری، حیاتی است.
کنترل بر استانداردهای کیفی: از آنجا که استانداردها در قرارداد ذکر شده، شرکت خریدار از کیفیت محصول ورودی به کارخانه اطمینان حاصل میکند. این موضوع مستقیماً بر کیفیت محصول نهایی صنعتی تأثیرگذار است.
قابلیت ردیابی و شفافیت: این مدل امکان ردیابی محصول از مزرعه تا کارخانه را فراهم میکند که برای رعایت استانداردهای بهداشتی و کیفی بسیار مهم است.
نتیجهگیری
کشاورزی قراردادی فراتر از یک معامله تجاری، یک مشارکت هوشمندانه برای توسعه پایدار است. این مدل با ایجاد امنیت برای کشاورز و تضمین کیفیت برای صنعت، به کل زنجیره ارزش کشاورزی استحکام میبخشد. با گسترش این رویکرد در سراسر کشور، میتوان شاهد رونق اقتصادی در مناطق روستایی، افزایش بهرهوری در مزارع و تقویت بنیانهای صنعتی بود؛ آیندهای که در آن، هم کشاورز و هم صنعت، برنده هستند.